تبليغاتX
عروس مرده ی من....
Homepage «|» Archive «|» لینک دوستان «|» Category list «|» Email


:: هوس یه فنجون هات چاکلت... ::

هوس یه فنجون هات چاکلت داغ کردم...اونهم با شکلات غلیظ....


http://im.sify.com/lifestyle/bawarchi/images/oct2007/Creamy-Hot-Chocolate_413.jpg

کسی مهمونم نمیکنه؟
راستی بانو سین امروز تو وبلاگ کامنت گذاشت...خوش به حالم!


.;*-.,. R E Z A .,.-*;. ::|:: 87/07/10 ::|::


:: اندر احوالات رندان در مکتب ::

حافظا!! مشتی رند را سیم داده اند تا بنشینند و بخوانند ولی افسوس که زهد و پارسایی این پیران مغان (معلمان) کارساز نیفتاد و این طایفه از رندان ، محل حصول علم و هنر را به میخانه بدل نموده و راه و رسم حیله ها آموختند و طریفت عیاران پیشه نموند و از فاتحه ی صبح، دولت را به سردر مکتب دختران فروختند!!
دریغا که این جماعت را امل بسیار ولی عمل دشوار!!! ذکر احوالات ورودشان به مجلس بسی فسوسی است!!! همچون خراباتی باغ فردوس به مکتب آیند و همانند توسن از آن میگریزند! یا رب! خود چاره ساز که از ناله های این صوفی نفسی نیست!

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد
چون بشد دلبر و با بعقوب وفادار چه کرد!

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت...
آه از آن دکتر ساقی که با مردم هشیار چه کرد (1)

================
پی نوشت: احوالات امروز ما در مدرسه به روایت حضرت حافظی!!! البته منظور از دکتر ساقی و یعقوب اسم دوتا از معلمامونه!!!
پی نوشت (1) = غزل 134 / حافظ فیت. رضا!!!


.;*-.,. R E Z A .,.-*;. ::|:: 87/07/07 ::|::


:: بارون پاییزی! ::

نشستن تو ایوون خونمون و  دیدن اولین بارون پاییزی سال و شنیدن رعد و برقهاش چه صفایی داره.....   
خیلی شاعرونه است! ایکاش عشقم هم اینجا پیشم بود.....
 
هرچند وقتی رعد و برق میزنه.....
با اینحال اگه بود چـــــــــــــــــــــــــــــــی میــــــــــــــــشد!!! فوق فوقش اینشکلی میشدیم دیگه:

======
پ.ن 1 : نوشتن با شکلک باحال هست یا نه؟
پ.ن 2 : دست دوستانی که کامنت میزارن رو از همینجا میبوسم، فعلا سرم با درس و پروژه ها شلوغ شده... انشالله تو پست بعدی جبران میکنم لطف همتون رو: (مهشید،گلادیاتور،پدرام،هستی،محمد،فرهاد،رها و ملودی)


.;*-.,. R E Z A .,.-*;. ::|:: 87/07/03 ::|::


:: زیباترین شاهکار ادبیات معاصر ایران... ::

زیباترین کتابی که تاحالا خوندم و نسخه ی الکترونیکیشو براتون گذاشتم تا دانلود کنید

بوف کور از صادق هدایت (بدون سانسور به زبان پارسی):
دانلود

خیلی شاعرانه و رویایی هست... البته اگر از آدمهایی هستید که فقط سطحی میخوانید دانلود کردن این کتاب کوتاه را به شما توصیه نمیکنم.. چون باید سطر سطر این کتاب رو با دقت بخونی....
صادق هدایت رو این کتاب به اوج رسوند...
با دقت بخوانید!


.;*-.,. R E Z A .,.-*;. ::|:: 87/06/30 ::|::


:: عدل مرداد،سرد دیماه ::

اینم یکی از داستان ها و دست نوشت های من،اسمش هست: "عدل مرداد،سرد دیماه.."

******
هوا سرد بود و باد در گوشم نجوا ميکرد,دستهايم را در جيب کاپشنم فرو برده بودم و سيگار وينستوني از کنار لبم بيرون زده بود,موهاي پريشانم را همان بادي که درختان سرو کنار خيابان را خم کرده بود پريشانتر ميکرد,چه کار ميکردم؟ نميدانم!!! قدم ميزنم و با هر پک که به سيگار زردم ميزنم،خاطره ي تلخي از گذشته ي نه چندان دورم از ذهنم ميگزرد،..آه چه روزهاي سختي...وقتي از سفر آمدم و مردان سياه پوش غريبه را در کنار جان بيجان آشنايم ديدم...وقتي براي او نماز ميخواندند...وقتي که رگم را زدم تا رهايم کند توهم با او بودن ولي زخم تيغم به عمق زخم قلبم نبود و زنده ماندم،يادم بود مرداد بود،دارم ميخوانم:

نه به عدل مرداد...نه به سرد ديماه


.;*-.,. R E Z A .,.-*;. ::|:: 87/06/29 ::|::

AJAX theme «|» Designed By Reza
RSS feed